صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

575

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

يافت ؛ سپاه بىشمار روميان نيز خود را براى ضربه زدن به اين ملّت يك پارچه مهيا ساخت و يورش همه جانبه را در مرزهاى شمالى قلمرو مسلمانان ، تدارك ديد . ( 1 ) در كنار اين نبردها و سريه‌ها ، پيكار اولى ، در ميدان وجدان انسانى هنوز پايان نيافته بود ؛ چون اين پيكار پايدار و آتش‌افروز آن ، شيطان بود و در اين راستا لحظه‌اى از تلاش و كوشش بازنمىايستاد و پيامبر نور و رحمت نيز هم چون كوه استوار ايستاده بود و از تبليغ دين خدا آنى فروگذار نمىكرد و پيكار گسترده را در ميدانهاى متعدد و دور از هم هدايت مىفرمود . هر چند در اين برهه از زمان ، دنيا به گرمى و آغوش باز از او استقبال مىكرد ؛ اما با فقر و تنگدستى به سر مىبرد . مؤمنان درستكار و پيروان راستين حضرت ، پيرامون وى در سايهء آسايش و امنيّت روزگار سپرى مىكردند ؛ حال آن كه خود او - بنا به فرمان خدا - در رنج و زحمت و كوشش بىوقفه به سر مىبرد ، شكيبا و بردبار و شب‌زنده‌دار بود . بندگى و طاعت پروردگار را به جاى مىآورد . و به زمزمهء قرآن و ذكر و ياد خدا مىپرداخت . « 1 » ( 2 ) به اين ترتيب ، آن پيامبر بزرگ ، در ميدان نبرد ارزنده و پيوسته ، بيشتر از بيست سال عمر مباركش را سپرى كرد كه در طى اين مدت ، هيچ كارى را به خاطر كار ديگرى رها نمىكرد تا دعوت اسلامى در چنان قلمرو وسيعى پروبال گسترانيد كه خرد در مقابلش سرگشته و حيران شد . سرتاسر جزيرهء عرب گردن نهادند و به اسلام گرويدند و خاك مردهء جاهلى از روى جامعه برداشته شد و خردهاى بيمار ، سلامت را بازيافتيد و بيدار گشتند و بتها را رها كردند و با دستان خود آنها را شكستند و فضاى سرزمين عربستان از نواى دل‌نواز توحيد ، پر شد و طنين اذان نمازهاى پنج‌گانه ، در اقطار صحرايى كه دين جديد در روحش دميده بود ، آفاق را از هم گشود . قرآن‌خوانان در شمال و جنوب اين مملكت ، سخن خدا را با شور فراوان ، مىخواندند و به قوانين آن عمل مىكردند . ( 3 ) [ در پرتو اين دين ] قبيله‌ها و طايفه‌هاى پراكنده و دشمن هم ، متحد شدند . انسان از بندگى انسان بريد و به بندگى خدا روى آورد . « 2 » ديگر در اين جامعه ، غالب و مغلوب ، ارباب و

--> ( 1 ) - فى ظلال قرآن ، سيد قطب جزء 29 . ( 2 ) - آدم از بىبصرى بصرى بندگى آدم كرد * گوهرى داشت ولى نذر قباد و جم كرد